#خیس_مثل_باران_پارت_314
-یعنی چی?
--یعنی اینکه پیداش کردمو فردام میخوام با دستای نابودش کنم اگه واقعا دلت میخواد خفش کنی بیا شمال...
و منتظر هیچ حرفی از جانب کیارش نشدو تلفنو قطع کرد...
چند ثانیه بعد صدای دینگ دینگ پیام اومد که کیارش بود;آراد پیانو باز کرد که با باز کردن پیام لبخندی پهن گوشه ی لبم نشست...
((خیلی خوشحالم که زنده ای,گیسو بدون تو داغون بود؛ همین الان راه میوفتم صبح منتظرم باش))
با دیدن پیام یه لحظه لبخند کمرنگی از گوشه ی لبش گذشت که با دقت دیده میشد؛ اما من از همون لبخند نصف نیمه هم غرق لذت شدمو گفتم:
--پس میزاری پیشم بمونه؟
-آره حالا بهتره بخوابیم...
با لذت سرمو رو شونش گذاشتم و گفتم:
--بهترین خواب دنیاااااس...
***************★*****************★*********
با صدای زنگ از خواب پریدم ؛آرادو دیدم که داشت شلوار میپوشید،گفتم:
--کیه؟
شونه ای بالا انداخت و گفت:
-الان معلوم میشه...
از پله ها پایین رفت که تلفنم زنگ خورد، کیارش بود،تماسو وصل کردم:
-جانم؟
romangram.com | @romangram_com