#خیس_مثل_باران_پارت_315


--من رامسرم آدرس ویلارو بده؟

-وا کیارش مگه تا حالا نیمدی؟

--خب یادم نیست که

-خیلی خوب چقد خنگی من نمیدونم چجوری استاد ریاضی شدی؛ یادداشت کن خیابان....

--باشه من دارم میرسم خداحافظ

-منتظرم خدافظ...

سریع لباس پوشیدمو به سمته پله ها رفتم، صدای کل کل آرادو آرش میومد

--مرتیکه تو معلومه کجایی؟ اون زنتم که ماشالله، بهش میگم بمون خونه میام میبینم غیب شده...

از حرف زدنش خندم میگیره.اما با چیزی ک میشنوم رو پله صاف وای میسم..

-خفه شو آرش، اگه بدونی چقد دوسش دارم، اگه بدونی چجوری دیونم کرده، روانیش شدم،تمام فکرو ذکرم پیششه، چشماش که نگو دیونشم، اون زبونش مثله مار میمونه قربونش برم...

جاااااااااااااان کدوم حرفشو آنالیز کنم؟ دوسش دارم؟ روانیشم؟ دیونشم؟؟؟ ای خدا یه فکریم به حاله قلبه من بکن که الان داره از سینم بیرون میزنه،

رو همون پله نشستمو به بقیه حرفاشون گوش کردم

آرش خندید و گفت:

--نمیردیمو عاشق شدنتم دیدیم، یادته همیشه به منو رز میخندیدی حالا تو عاشق شدی، و به عشقتم رسیدی اما من...

آراد که تو پریدن وسط حرف همه استاد بود پرید وسط حرفشو گفت:

-ناراحت نباش آرش، لیاقتتو نداشته..

آرش پوفی کردو گفت:- آره راس میگی حالا کی عمو میشم...

آراد خندیدو گفت:-- آخ گفتی انقدر دلم میخواد بچه دار بشم، ولی گیسو خودش بچس باید ببرمش مهد کودک....


romangram.com | @romangram_com