#خیس_مثل_باران_پارت_313


خندیدمو گفتم:-شوخی چیه من الان پیش آرادم...

--مگه اون نمرده...

-نخیر زندم و الانم پیش زنمم...

صدای آراد بود که مانع از حرف زدن بردارم شد؛ با هیجان منتظر حرفی از جانب کیارش شدم که بعد از چند لحظه گفت:

--اصلا باورم نمیشه.

با خوشحالی گفتم:-باورت بشه آرادم زندس الانم پیششم...

-آخه چجوری؟

--اصلا به من ربطی نداره گوشیو میدم دستش خودتون حرف بزنید...

به دنبال این خرف گوشیو دادم دست آراد که دیدم هی داره با چشماش واسم خطو نشون میکشه؛ خندیدمو گفتم:-بگیر...

گرفتو منتظر بود که حرف بزنه؛ انقدر مغرور بود که حتی حاضر نشد خودش پیش قدم بشه بعد از چند ثانیه صدای کیارش اومد

-آراد...

--بله؟

-من همه چیزو میدونم

--راجبه?

-اینکه تو اون قضیه ی تجاوز تو بی گناهی...

پوزخندی زدو گفت:-- و اگه گناهکارو پیدا کرده باشم چیکار میکنی...

-با دستای خودم خفش میکنم...

--پس منتظرم


romangram.com | @romangram_com