#خیس_مثل_باران_پارت_257
__بله؟؟؟ قدرت حرف زدن ندارم میدونم اگه دهنمو باز کنم فقط دادو فوشو عربدس؛اما خودمو کنترل میکنم و میگم:__سهیل. صدایی از اونور خط نمیاد؛ دوباره تکرار میکنم:_ سهیل منم آراد...
بازم صدایی نمیاد که عصبی میشمو داد میزنم:
__سهیله کثافت چرا لالی؟؟؟چرا زر نمیزنی؟ فکر میکنی مردم؟
خنده ی عصبی میکنمو میگم:
__نخیر زندم
نفس عمیقی میکشمو میگم:
__نگاه کن دارم نفس میکشم..
بعد از چند ثانیه صداش میاد؛ صدایی که از زور گریه میلرزه؛
_آراد قربونت برم تو زنده ای؟
دوباره میخندم عصبی و بی رحم؛ حتی گریه هاشم برامهم نیست؛ حتما از شرمندگیشه؛ خودش میدونه چه گندی زده؛ خودش میدونه تاوان اینکاراشون چیه؛ خودش خوب آرادو میشناسه؛وقتی صدای گریه هاش زیادی رو مخم میره داد میزنم:
__آره که زندم؛ پس فکر کردی روحمه داره باهات حرف میزنه؛ نخیر آقا سهیل من زندم سورو مورو گنده؛ فقط یه شماره کارت بهت میدم؛ هرچقدر که میتونی توش پول بریز تایک ساعت دیگه منتظرم اونقدری بریز که فکر میکنی بی نیاز میشم....
_واییی آراد باورم نمیشه زنده ای داداش؛ تو کجایی میدونی ما تو این مدت چی کشیدیم میدونی گیس.....
با شنیدن اسم اون مار هفت خط بی اختیار داد میزنم:
__خفه شوووووو.دیگه یه کلمم حرف نزن فقط پول بریز؛ یه مدت دیگه خودم برمیگردم تهران...
منتظرم حرفی از جانبش نمیشمو تلفنمو قطع میکنم و زیر لب میگم:
__گیسو بشینو ببین چیکار میکنم هنوز زوده آرادو بشناسی
romangram.com | @romangram_com