#خیس_مثل_باران_پارت_226

_از دوریه یاره دیگه...

ناحید با ناراحتی گفت:_ الهی بگردم برات ایشالله پیدا میشه؛ این آرادم همه دخترارو دیونه کرده ها...

به لحنه شوخش خندیدم؛ عجیب این دختره مو مشکی با صورته گردو سفیدش به دلم نشسته بود...

همین که وارد ویلا شدیم فرزاد دست رو شونه ی عرفان گذاشتو گفت:_ منو تو بریم تو حیاط دو کلام حرف مردونه بزنیم...

عرفان سری تکون دادو بیرون رفت؛ محمد رو به ناحید گفت:_ خانومم منم خستم برم بخوابم؟

ناحید لبخند عاشقانه ای بهش زدو گفت:__ برو عزیزم؛ من پیش مهمونمون میمونم...

محمد پیشونی همسرشو بوسید و من از همون بوسه پی به عشق عمیقی که بینشون بود بردم؛ تو دلم حسودیم شد؛ کاش آرادم اینجا بودو من سر رو سینه ی پهنش میزاشتم کاش اونم کنارم بود....

آهی کشیدمو کنار شومینه نشستم؛ ناحید با لبخند اومد کنارم نشستو گفت:

__منو فرزاد اومده بودیم چند روزیو رامسر بمونیم که از شانسه خوبم فرزاد زنگ زدو گفت دارید میاید پیشه ما...

با شرمندگی گفتم:_ سفر شمارم خراب کردیم...

دستمو تو دستش گرفتو گفت:_ نه عزیز دلم این چه حرفیه؛ اگه بدونی چقدر فرزاد ازت تعریف میکنه؛ الان که خودم با چشمام دیدمت فهمیدم راست میگفته...

سرمو به کاناپه تکیه دادمو گفتم:_ ناحید برام دعا کن...

__ الهی فداتشم ناراحت نباش من دلم روشنه ایشالله که پیدا میشه...

زیر لب آمینی گفتم و به فکر فرو رفتم؛ به آرادم...

ای خدا چرا به هر چی فکر میکنم آخرش به آراد میرسم؛ خدایا چرا تمام زندگیم شده آراد؛ چرا درسمو کنکورمو ول کردم اومدم شمال خدایا کمکم کن....

کمک کن آرادم زنده باشه؛ کمک کن پیدا شه....

تو افکار خودم دستو پا میزدم که ناحید با کنجکاوی گفت:_ خیلی دوس دارم بدونم چجوری با آراد آشنا شدی چجوری عاشق هم شدید...

به چشمای مشتاقش نگاه کردمو گفتم:_ برات خیلی عجیبه که آراد زن گرفته؟

تند تند سرشو تکون دادو گفت:__خیلی بیشتر از خیلی...

romangram.com | @romangram_com