#خیس_مثل_باران_پارت_190

با هق هق مشت میکوبیدم تو سینش و همش بهش میگفتم وحشی...

اونم میخندیدو منو بیشتر به خودش فشار میداد....

بعد از چند دیقه که آروم تر شدا بودم گفتم:

__ آراد

سرمو بوسیدو گفت:_ جان آراد

همینطور که با موهای پر پشتو بور سینش بازی میکردم گفتم:_ دلم قلیون میخواد

خندیدو گفت:_ بچاقیم بریم تو تراس بکشیم خانومم؟

سرتقانه گفتم:_ نخیر قهوه خونه

منو از خودش جدا کرد اخمی کردو گفت:_ اینجا چه فرقی با قهوه خونه داره؟ حتما دو تا ارازل باید زل بزنن بهت و منم دعوا راه بندازم؟

خودمو لوس کردمو گفتم:_ نخیرم اونا هرچقدرم نگاه کنن مهم اینه من ماله توام...

انگار از این حرفم خیلی خوشش اومد چون منو محکم بغل کردو گفت:_ الهی دورت بگردم پاشو حاضر شو بریم

__ یه دوش بگیرم بعد..

_نخیر آخر شب دوش بگیر دیگه الان حسش هست فقط





با ناراحتی گفتم:_ آرااااااااااااادددد

__ جان آراد

_ بزار برم دیگه

قهقه ای زدو در حالی که دکمه های پیرهنشو میبست گفت:__بپوش بریم

romangram.com | @romangram_com