#خیس_مثل_باران_پارت_170

اگه لازم باشه دوباره میزنم اگه لازم بشه توخونه حبست میکنم شیر فهم شد؟

منم جواب ندادم و به سوی اتاق میرفتم که دوباره دادزد منم اصلا توجهی نکردم از پله ها بالا رفتم تو آیینه نگاه کردم واییی

ایننن چه ریخت و قیافه ای.کنار لبم خون لخته شده بود؛صورتم عینه سیب زمینی باد کرده بود ...

زدم زیر گریه ولی سریع خودمو جمع کردم رفتم رو پله ها و داد زدم:

ببین آراد اگه نیای بخدا آژانس میگیرم میرم به حرفات توجهی نمیکنم دروقفل کنی از پنجره میرم

رفتم تو اتاق که حاضر شم که اومد پشت درو گفت

سریع حاضر شو

منم رفتم سمت کمد اولین مانتو و شلوار برداشتم از (شلوار جذب مشکی ،مانتو مشکی تا زانوم بود

خیلی تیپ ساده ای زدم و رفتم پایین دیدم آراد باهمون لباس هایی که صبح تنش بود راه افتاد بریم رفتیم سوار ماشین شدیم تو طول راه یک کلمه حرف نزدیم ..رسیدیم ..

به ویلایی بزرگی که روبروم میدیدم توجهی نکردم و بدون اینکه توجهی به آراد کنم راه افتادم که گفت:

لطفا وایسا با هم بریم نفهمن مشکلی داریم؛

منم سریع گفتم از صورت من همچی معلومه درویلا رو زدم وارد شدم که مستخدم درو باز کرد وتا رفتم تو المیرا رو دیدم که تا منو دید با تعجب گفت:

وایی گیسوصورتت چی شده؟

__وایسا الی از راه برسم بهت میگم..

باآراد عوضی رفتیم تو پس از سلام و علیک بابا شهاب با اخم گفت: گیسو دخترم صورتت چی شده؟؟؟

__پدرجون بهش میاد چی شده باشه ؟آراد که داشت پهلوی منو سوراخ میکرد که نگم اما من حرصم گرفته بود گفتم:

بخاطر کتکی که از آراد خان خوردم اینطوری شده...

پدر:

چی آراد رو تو دست بلند کرده ؟

romangram.com | @romangram_com