#خیس_مثل_باران_پارت_166
بعد از اون نگاه گرگیا به من کردو گفت:
توام پاشو برو تو اتاقت..
دهنمو باز کردم بگم به تو ربطی نداره که دادی کشید که گوشام کر شد:_ سریییییییع....
واااای اینم دیونستا اه اه حالم ازت بهم میخوره بیشور عوضی همچین داد میزنه انگار کی هست الاغ فکر کرده ازش میترسم....
تو چشماش زل زدمو با بغض گفتم:_ ازت متنفرم
بعدم بدو بدو از پله ها بالا رفتم؛ شنیدم که عرفان بهش گفت:_ چرا سرش داد میزنی باز تو سگ شدی؟
__ خفه شو به تو ربطی نداره؛ جای دست درد نکنش دیدی چی تحویلم داد اصلا لیاق.........
به بقیه حرفاش گوش نکردمو رفتم تو اتاق نازنینمو درو محکم کوبیدم بهم؛ تو این خونه فقط اتاقمو دوس دارم از آرادم متنفرم متنفر!!!!!!
نشستم پشت میز آرایشمو به 24 رنگ لاکم نگاه کردمو رنگ صورتی جیغو برداشتم و شروع کردم به لاک زدن به ناخنای بلندو کشیدم....
همونجوری که لاک میزدم گریه میکردمو به هفت پشت آرا فوش میدادم؛ اصلا نمیدونم خدا از خلقت این بشر چه قصدی داشته؛ به جز قیافه و پول چی داره آخه؟؟؟
اونم بخوره تو سرش؛ من مردایی رو عاشق خودم میکنم که تو توشون هویجم نباشی....
صدای گوشیم مانع از فکر کردن بیشتر به بدبختیام شد؛ گوشیمو نگاه کردم دیدم المیراس ؛ پیامو باز کردم:
(( حال خواهر شوهر دیوونه ی من چطوره))
پیامو چند بار واسه خودم تکرار کردم؛ خواهر شوهر خواهر شوهر...
هر چی فکر میکنم میبینم الی خواهر شوهره منه نه من خواهر شوهره اون....
که یه دفعه آهی کشیدم که خودمم دلم برای خودم سوخت؛ پس هنوز باهمن...هنوز کیارش دست از سره منو آراد برنداشته....
بدم نمیومد آرادو بسوزونه ولی چرا خواهرش؟ اون که از گلم پاک تر بود؟ حقش نبود که اذیت شه...باید با الی حرف بزنم لازم باشه همین امشب...باید بفهمه کیارش داره بازیش میده...
واسش نوشتم:_ امشب کجایی توله چشم آبی
زود جواب داد:__ خونه چطور عزیزم؟
romangram.com | @romangram_com