#خیس_مثل_باران_پارت_133


_ هر چی میخواد باشه مهم اینه اخلاقش صفره

__ خیلیم خوبه

_خییییییییییلیییی

اینو با تمسخر گفت که جیغ کشیدمو دنبالش افتادم....

******

ساعت 1:30 بود که ناهارم با شوخی و خنده خوردیم و جفتشون انقد خوشمزه شده بود داشتن انگشتاشونم میخوردن؛ رفتیم تو اتاقو نازی گفت:

__ حالا میخوای چی بپوشی؟

_ نمیدونم به خدا اصلا نمیدونم کجا داریم میریم فقط آراد گفت میخوام مثله پرنسسا باشی

نازنین دستشو گذاشت دمه دهنشو گفت: به نظره من باید ست باشید

__ خب من که نمیدونم چی میخواد بپوشه

_ ازش بپرس

غزل پرید وسطو گفت:_ اگه ازش بپرسی اونوقت میفهمه تو میخوای باهاش ست شی اصلا سوپرایز نمیشه

هممون سکوت کردیم غزل بعد چند دقیقه بشکن زدو گفت :_ نازی زنگ بزن به عرفان بگو بهمون کمک کنه

__ قربون اون مغزه فندقیت برم خودشه!!

شماره عرفان و گرفت و زد رو اسپیکر بعد دو بوق جواب داد:

__ جانم زندگیه من

همه با هم گفتیم:_ چاپلوسسسسس

عرفان خندید وگفت:_ به شما چه زنمه قربونشم میرم


romangram.com | @romangram_com