#خیس_مثل_باران_پارت_134
نازی با عشوه گفت:_ خدا نکنه قربونت برم؛ کجایی؟
__ شرکت عزیزم چطور
_ میگما یه چیزی بگم گوش میکنی
عرفان اومد جواب بده که صدای سهیل پیچید توی فضای اتاقو همه ساکت شدیم
__ عرفان زود باش دیگه باید حاضر شیم
_ تو برو منم الان میام
یه نفس عمیق کشیدو گفت:_ الوو عزیزم میگفتی
نازی یه نگاه به صورت رنگ پریده ی غزل کردو گفت:_ چی میگفتم؟
بعد یه دفعه داد کشید آهاااااااااان
__چرا داد میزنی عزیزم کر شدم
_ عرفان میتونی یه چیزی از زیره زبون آراد بکشی
__نه عزیزم
_ نه؟؟؟؟؟
__ نه عزیزم اگه راجبه سوپرایزه امشبشه من هیچی نمیدونم
نازنین با ناراحتی گفت:_ رنگ لباساشو که میتونی بگی
__ اونو میتونم
_ خب بگو
__ یه ماچ بده اول
نازنین گوشیشو محکم ماچ کردم که منو غزل گفتیم اههههه
romangram.com | @romangram_com