#خیانت_پارت_95
"اول تو تعریف کن، دیشب کجا بودی که من ندیدمت؟ نمی خوای بگی که از دیشب تا حالا تو ماشین بودی؟"
دست چپم شروع کرد به لرزش...دست راستم را رویش گذاشتم و شروع کردم به دروغ گفتن:
"دیشب تو پارتی وقتی یهو تو رفتی یه مرده اومد پیشم"
"خب"
"یکم حرف زد من محلش ندادم"
نزدیکتر شد:"خب"
"اینقدر خب خب نکن بذار تعریف کنم"
دور شد و به صندلی تکیه داد...به روبه رو خیره شد:"باشه بابا، بنال"
می خواستم بگویم این چه طرز صحبت کردن است اما آنقدر استرس داشتم که بیخیال این حرفش شدم.
"چون محلش ندادم اذیتم کرد، هر چی هم تو رو صدا کردم نبودی"
به خودم فحش دادم که چرا تا به حال دروغ گفتن را تمرین نکرده ام.
"از دستش فرار کردم و اومدم بیرون، همه وسیله هام تو جا مونده بود..."
سکوت کردم...هر چه فکر می کردم ادامه ای برای حرفم پیدا نمی کردم...سکوتم که طولانی شد...رویش را برگرداند و تیز نگاهم کرد...تاب نگاه خیره اش را نداشتم...صورتم را به طرف پنجره چرخاندم و منتظر شدم.
"می خوای تا فردا همین جا بشینیم؟"
سرم را چرخاندم با تعجب نگاهش کردم.
romangram.com | @romangram_com