#خیانت_پارت_88
"تا حالا عاشق شدی؟"
با اطمینان کامل گفتم:"نه"
"یعنی عاشقش نبودی و این حماقت رو کردی؟"
"نه، فقط فکر می کردم مال خودمه، فقط مال من"
قطرات اشک، چشمم را پر کردند.
زیر لب زمزمه کرد:"منم فکر می کردم مال خودمه"
نمی دانستم گریه ام به خاطر آهنگ بود یا به خاطر فکری که پوچ بودنش ثابت شده بود و یا به خاطر داشتن همدردی مثل رضا...
جو به وجود آمده را با حرفش عوض کرد.
"دانشجویی؟"
"نه، تازه تمومش کردم"
مکث کردم تا باز هم بپرسد اما رضا باهوش تر از من بود...بعد از یک دقیقه سکوتش فهمیدم که قصد پرسیدنش را ندارد.
"حسابداری، تو چی؟"
فکرش جای دیگری بود...بعد از چند دقیقه به خودش آمد و به خاطر نگاه خیره ام سوال پرسید.
"چیزی گفتی؟"
romangram.com | @romangram_com