#خیانت_پارت_84
از دستش گرفتم و به طرف اتاق رفتم...جعبه را باز کردم...شنل و روسری سبز...پوشیدم و از اتاق بیرون رفتم...پشت میز ژاپنی نشسته بود.
"میشه من رو برسونی باغ کرج؟"
برگشت و نگاهم کرد...بلند شد و به طرف اتاق خوابش رفت.
"نه"
ناراحت شدم اما به روی خودم نیاوردم...اما راهی جز این نداشتم.
"پس میشه آدرس باغ رو بدی؟"
ایستاد...روی پاشنه پا چرخید و نگاهم کرد.
"یعنی تو آدرس باغ رو نداری؟"
"نه، دوستم آدرس رو داشت"
"آهان، باشه برات می نویسم"
رفت داخل اتاق...بعد از چند دقیقه بیرون آمد و تکه کوچک کاغذ را جلویم گرفت.
"اینم آدرس"
دستم را جلو بردم و کاغذ را گرفتم...خواست برود که به خودم آمدم.
"من پول ندارم"
romangram.com | @romangram_com