#خیانت_پارت_65
"باهام بد رفتار کرد"
"خب؟"
"خب الان من باید چیکار کنم؟"
"سکوت"
متعجب شدم و با صدایی که از روی ناباوری بلند شده بود گفتم:"سکوت؟"
"آره، شوهرته، باید سکوت کنی"
با خودم فکر می کنم:"عمق ماجرا رو نمی دونه که میگه سکوت"
"در برابر کاری که با یه زن دیگه کرده سکوت کنم؟"
سکوتش طولانی بود...شاید 1 دقیقه حرفی نزند.
"من اگر جای تو بودم امشب رو تبدیل می کردم به بهترین شب زندگیم...اون رفته، تو هم برو"
و بدون هیچ حرف دیگری قطع کرد.
رز شدم...رز قوی...رز مادرم...رزی که از اینکه رز بود خوشحال نبود...اما تنها راهی که بلد بود همین بود.
به پریسا زنگ زدم...بوق دوم گوشی را جواب داد.
"گفتم خبر بگیر، نگفتم اینقدر زود که...هنوز 1 ساعتم نیست که تلفنو قطع کردم"
صدایش پر از شادی بود...
romangram.com | @romangram_com