#خیانت_پارت_64
چند دقیقه در همان حالت بودم؟...نمی دانم...نمی دانم.
گوشی را برداشتم به تنها داشته ام زنگ زدم.
بوق اول جواب داد...اما صدای ظریف مادرم بود.
"بله؟"
"سلام ماما"
"سلام"
همیشه فقط جوابت را می داد...نه بیشتر نه کمتر...خشکِ خشک.
"بابا نیس؟"
"نه"
"من باید چیکار کنم؟"
"چی شده؟"
چه شده؟...هیچ نشده بود فقط...
"منصور باهام ..."
سکوت کردم و دنبال کلمه ی مناسبی گشتم...می دانستم تا حرفم را کامل نکنم جوابی نخواهد داد...برعکس پدر...
romangram.com | @romangram_com