#خیانت_پارت_194
"آره، چیو بهم یادآوری کنی؟"
"گفتید بگم فرهود"
هین بلندی می کشم و به سمت لب تاب خود به پرواز در می آیم...روشنش می کنم...میل عجیبی به خوردن ناخن هایم دارم...
تا روشن شود و سیستمش بالا بیاید روی میز ضرب می گیرم...
به اینترنت وصل می شوم و مسنجر را باز می کنم...پیام هایش می آید:
"قرارمون کی بود؟
کجایی تو؟
الان این نگرانیته دیگه؟
من رفتم برا همیشه، خدافظ"
به اسمش نگاه می کنم...خاموش است...به خودم فحش می دهم...پیام می نویسم:
"باور کن شرمنده ام
کاش می گفتی جوابو بعد میرفتی
دارم دق می کنم
فرهود
romangram.com | @romangram_com