#خیانت_پارت_191

بلند تر از قبل خندید:

"زنا تو همه چیز لوس بازی در میارن"

من هم بلند خندیدم و مشت محکمی به بازویش زدم...

ماشین را روشن کرد و تا تهران راند...تنها صدای بین ما آهنگی بود که پخش می شد:

از من دیگر اثری در آینه نیست

پیدا کن تو مرا این فاصله چیست؟

ای معنای شعر تر من

پرواز جاری در پر من

تو بیا....تو بیا

***

روی سنگ دست می کشم و خطوطش را دنبال می کنم...گل رزی که روی آن حکاکی شده...پایین تر می آیم...یک بیت شعر زیبا...می رسم به چیزی که باید باورش کنم...

خطوط را رها می کنم و دستم را به سمت گل ها می برم...پرپرشان می کنم...دور تا دور اسمش را با گل تزیین می کنم...

به زبان خود دعا می کنم...با زبان دل...کاش جایش خوب باشد...

رفتگری نزدیک می شود و خرمایی از درون جعبه بیرون می کشد...

"خدا رحمتش کنه"

romangram.com | @romangram_com