#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_419

بعد رو کرد سمت کسرا و گفت:
_جلوی برادرت رو بگیر... یادش بده قبل اینکه دهنشو باز کن یکم حرفاشو سبک،سنگین
کنه... حالیش کن خواهر من شوهر داره... پس وقتی زن میلاد شده یعنی اونو به بقیه ترجیح داده


اگر درد زخمام اجازه میداد یه کتک مفصل می زدمش
این دو باره که حرف مفت میزنه و من نتونستم حالشو بگیرم
قسم میخورم، به جون مارتینم قسم میخورم تلافیه این حرفاشو سرش در بیارم
_ ای خدااااا چرا بین این همه آدم این عوضی باید بیاد کلیه بده؟
هیراد_هوووووف نگو که اعصابمون خورده


_میلاد ...میلاد داداش ... کجایی پس؟چرا سرخ شدی؟
با صدای آراد از فکر اون روز بیرون اومدم و گیج نگاهش کردم
_کجایی سه ساعته صدات میکنم؟
_همینجا... توی فکر بودم... کاری داشتی؟
_آره میخوام پانسمانت رو عوض کنم... چته گیجی!؟
_هیچی بیا


رفت سمت مامان و مارتینو داد دستش و خودش هم رفت سمت شهین خانم
)خدمتکارمون( توی آشپزخونه
ببین پسرمنو فقط دست به دست میگرده
حالا خوبه ارومه و زیاد بهونه نمی گیره.

romangram.com | @romangram_com