#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_418


هم درد نکنه
ولی هوا برت نداره... فکر هانا رو از سرت بیرون کن مرتیکه
دفعه ی اخرت باشه اسم زن منو بدون پسوند و پیشوند به زبونت میاری
حالیت نیس اونی که چشمت دنبالشه زن منه مادر بچه ی منه
چقد میتونی پست باشی که به ناموس یکی دیگه چشم داشته باشی
_استپ کن بابا... چی میگی واسه ی خودت؟ من به ناموس تو چشم ندارم
اینم که دوسش دارم مال قبل از اینه که با تو ازدواج کنه


و دیگه هم فراموش نمیشه
_ببند دهنت رو... حق نداری نزدیک زن من بشی... دور ورش ببینمت هر چی دیدی از
چشم خودت دیدی
_ هه... میترسی منو به تو ترجیح بده؟
_هه ترس؟... هانا منو با صدتا مثل تو وامثال تو عوض نمیکنه
_ اگه اینجوره بزار منم شانسم رو امتحان کنم؟


هامون پرید وسط دعوا و بلند گفت:
_خفه شین دوتاتون... اونی که راجبش حرف میزنین خواهر منه پس حق ندارین حرف
بزنین...
بهتره حرف دهنت رو بفهمی کامیاب وگرنه بخدا بهت رحم نمی کنم... اگه میدونستم
قصدت چیه عمرا نمیزاشتم تو کلیه بدی
الان هم بخاطر همینه که با این حرفات بازم هیچی بهت نگفتیم

romangram.com | @romangram_com