#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_397
لبخند بدجنسی زدم... دروغ گفتم که بره بیرون...
عذاب وجدان هم گرفته بودم که با این وضعش به خاطر من راه میرفت ولی مجبور بودم
میلاد منو ببخش که سرت شیره مالیدم
همین که بیرون رفت سریع اخرین فیلمی که گرفته شده بود رو نگاه کردم
همین که اون قسمتی که وارد خونه شدن رو دیدم فیلمو فرستادم روی گوشیم
فقط خداخدا میکردم که حافظه داشته باشه گوشیم که متاسفانه نداشت
رفتم توی موزیک ها و همه رو از یه دم پاک کردم.. چند دقیقه وقتم رو گرفت .. همش در
رو می پاییدم که کسی نیاد...
پاک که شدن سریع فرستادمش و از روی لپ تاپ پاک کردم
اخیش خیالم راحت
شد
حالا یه آشی واسه ی هیراد بپزم که یه من روغن روش باشه
سریع فیلم رو توی گاوصندوق گوشیم انتقال دادم و رمزش رو عوض کردم تا میلاد یا کس
دیگه ای نبینتش
خودمم بعدا حتما باید چک کنم ببینم چیکار کرده این آقا هیراد ما
ئه ئه ئه مینا رو بگو
چجوری با این داداشه مارمولکم دوست شده؟ اصلا از من خجالت نکشیده؟
حالا بیچاره ها گناهی نکردن که ... همدیگه رو دوست دارن
منم از این زورم میاد که هیراد واسه ی منو میلاد جُرم میدونست حالا خودش همین کارو
کرده
romangram.com | @romangram_com