#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_356
سلامتی زنش رو میخواست
زیر لب همش زمزمه میکرد
_خدایا هانا رو به منو مارتین ببخش
دلت واسه ی نوزادش به رحم بیاد
تو که انقدر رحیمی
کریمی
هانا رو ببخش بهمون
هانایی که بخاطر محافظت از بچشون اون همه ضربه رو به جون خرید
کدوم زنی انقدر قویه
که دوتا مرد نتونستن بچه رو ازش بگیرن
هر چند مردا هم عجله ای نداشتن و تصمیم داشتن انقدر بزننش تا بیجون شه
که دردسر درست نشه براشون
چون مطمئن بودن انقدر کنه هست که نزاره بچه رو ببرن
ببین عشق مادرانه چقدر قویه
آراد که طاقت ناراحتی و غم تنها برادرش رو نداشت کنارش نشست و اروم در ا-غ-و-
ش-ش کشید و سرش رو ب-و-س-ید
درکش میکرد... زنش بود ، عشقش بود ، مسلما نمیتونه ببینه که حالش بده
درکش میکرد جون خودش هم عاشق بود
نگین رو می پرستید... همین که خودش رو جای میلاد میزاشت میخواست دیوونه بشه
_خوبه میلاد... پیوند کلیه انجام داده دیگه حالش خوبه
romangram.com | @romangram_com