#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_357
به زودی به هوش میاد
شوک بعدی
پیوند کلیه؟ یعنی چی؟ کمی خودش رو عقب کشید و با تته پته و صدایی بم گفت
_آراد..چ ...چی... میگ...میگی؟
آراد پشیمون از حرفش و اینکه چقد یهویی همه چیز رو بهش گفت دستی به ته ریشش
کشید و ناچار گفت
_دوتا کلیه هاش بخاطر ضربه ی اون بی پدرا از کار افتاده بودن و کلیه براش پیوند کردن
زندگی رو دوباره بهش بخشیدن
برادرش بچه نبود که بخواد ازش پنهون کنه... یه مرد واقعی بود که بیشتر از سنش
میفهمید
با این سن کمش خیلی مرد بود و این چیزی بود که همیشه بهش افتخار میکرد
اما از اون طرف میلاد شکست... واقعا شکست... چرا این بلاها سر خودش نیومد؟ چرا به
جای هانا اون کلیه هاش از کار نیوفتاد؟
سرشو بلند کرد و تو دلش با خدا حرف زد
_خدایا تو رو به علی قسم دردهای هانا رو بده به من
بدن ظریفش تحمل این چیزا رو نداره
درداشو بزار به جونه من
فقط هانا خوب باشه خب؟
اون هیچ دردی نداشته باشه خب؟
romangram.com | @romangram_com