#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_354

سرش رو تکون داد
لعنتی
لعنت به من
اگه زود تر میرسیدم هانا انقد کتک نمیخورد
مردی مثل من باید بره بمیره
روی صندلی های کنار راهرو آوار شدم


:::::::::::::::::::::::::
سوم شخص )دانای کل(
میلاد روی صندلی نشست و لب لرزونش رو گزید و مدام خودش رو لعنت و نفرین میکرد
نتونست تحمل کنه و اشکهاش روی گونش ریخت


هیچ وقت خودش رو نمی بخشید
مسبب تمام غصه های هانا رو خودش میدونست درحالی که اینجوری نبود
از این داغون بود که نتونست به حساب کسایی که دست روی ناموسش بلند کردن رو
برسه
هرچند چاره ای نداشت
داشت؟
اگه هانا رو ول میکرد نهایتا یکی
رو میتونست بزنه



romangram.com | @romangram_com