#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_353
_من منت به چیه آراد؟ هانا چشه؟ مگه نگفتی خوبه؟
_چیکار میکنی آروم بگیر ببینم
میگم خوبه ولی هنوز بهوش نیومده
وای خدای من... بهوش نیومده؟ عشق من الان بیهوشه؟ اخه چرا؟
خدا لعنتم کنه
بغض توی گلوم رو قورت دادم ونشستم روی تخت
دست آراد که میخواست وادارم کنه بخوابم رو پس زدم و ایستادم
_کجاس؟
_میلاد...
پریدم بین حرفش و گفتم
_آراد خواهش میکنم... زنم کجاس؟
پوفی کرد و دست انداخت دور بازوم و کمک کرد راه برم
_بیا خودم میبرمت
پرستار_کجا خودتون می بریدش؟ خطرناکه براش
آراد_من خودمو جر بدمم این کار خودشو میکنه پس بیخیال
خیلی رو اعصابم اسکی میرفت این پرستاره
خیلی خودم رو کنترل کردم تا نرم بزنم تو اون دهنش که مدام حرف میزد
از یه راهرو که گذشتیم رسیدیم به بخش مراقبت های ویژه وآراد ایستاد
چی؟ بخش مراقبت های ویژه؟
_چرا اینجا موندی؟ نگو که اینجاس؟
romangram.com | @romangram_com