#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_349

ناله میکنن


هامون سمت همتا و هیراد سمت مامان مریم رفتند و بغلشون کردن تا آروم بشن
هنوز توی اتاق عمل بود هانا
یهو پرستاری با وحشت بیرون زد و بلند گفت:
_مریض کلیه هاش از کار افتادن.. کلیه میخواد می خواد یه فکری کنین
وحشت وجود همه رو فرا گرفت... منظورپرستار چی بود؟ کلیه میخواد؟
با جیغ مامان مریم همه از بهت دراومدن
آقا حسن محکم زد تو سر خودش


_یاعلی بدبخت شدم
انقدری گیج بودن که نفهمیدن منظور پرستار چیه... آخه مگه صدای گریه های خانوما
میزاشت کسی فکر کنه؟
این وسط صدای آراد بلند شد که گفت
_من کلیمو میدم بریم آزمایش بگیرین ازم
پرستار و بقیه چرخیدن سمتش
همینکه فهمیدن چی شده دوتا پسرا جلو اومدن
_ما میریم دستت درد نکنه
آراد_الکی که نیس باید گروه خونی ها یکی باشه
منم آزمایش میدم



romangram.com | @romangram_com