#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_346


اگه اینجوره پس چرا هامون اینکارو نکرد؟
چرا وقتی عشقش ترکش کرد دست به تیغ نشد؟
چرا با اینکه شایا تمام زندگیش بود دنیاش بود ، ترکش کرد ولی هامون محکم ایستاد
چون مرد بود
چون راحتیه اون دنیاش مهم تر بود،چون نخواست گناه کبیره بکنه
عین مرد محکم ایستاد و به زندگیش ادامه داد
هر چند خیلی ضربه خورد. هرچند خیلی غصه خورد ولی محکم ایستاد
ولی هنوز که هنوزه نتونسته شایا رو فراموش کنه...
حتی یه لحظه هم از یاد نبرده اونو...


بد داغی به دلش گذاشت... بد نارویی زد ولی تصمیم خودشو گرفته بود
محکم ایستاد و عشقش رو توی دلش نگه داشت.. مطمئن بود هیچ وقت نمیتونه اونو
فراموش کنه
به کلانتری رسیدند و داخل شدند
_سرگرد باقری هست؟
_توی اتاق هستن
داخل که شدند سرگرد درحال صحبت با تلفن بود. بعد از چند دقیقه قطع کرد و به چهره
ی سرخ و ناراحت پسرا نگاه کرد ولی خب با خبراش میتونست کمی از دردشون رو کاهش بده
پس بدون اینکه فرصت حرف زدنی بهشون بده خودش با همون اقتدار همیشگی شروع
کرد به حرف زدن



romangram.com | @romangram_com