#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_249
پریدم تو حرفش
_ مشکلی داره؟
_نه خانومی،خوبه فقط چون زود به دنیا اومده باید بمونه. توکه نمیتونی تکون بخوری
خودم برم بیارمش شیرش بدی دوباره ببرمش
_نمیشه بمونه پیشم؟
_نه نمیشه. بایدبرم بیارمش و سریع برش گردونم البته اگه اجازه بدن. آخه نمیشه
بیرون رفت. منتظر بودم رامای مامان رو ببینم. کاش بتونه بیارتش.
میلاد کنارم لبه ی تخت نشست
_هنوز درد داری؟
_اره. بخیه هام میسوزه. راستی پسرا از کجا فهمیدن؟
_بزار مرخص شی بعدا راجبش حرف میزنیم. الان سلامتیه تو و پسرمون مهم تره
سرمو تکون دادم و بیخیال بحث شدم. راست میگفت. موضوع مهم تری هم وجود داشت
_ هنوز هیچ اسمی براش انتخاب نکردیم.
نظرت راجب مارتین چیه؟
مارتین؟ولی من راما دوست دارم
به حرف اومدم
_مارتین؟
_آره، به میلاد میاد، من که خیلی دوست دارم این اسمو،، یه اسم آشوریه،،اما تو هم
مامانشی اگه نمیخوای بگو
romangram.com | @romangram_com