#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_220

برگشتم و نگاهی به قیافه ی اخمالو و لبهای آویزونش کردم و به عمق ناراحتیش پی بردم
سرمو خاروندم. اوپس!
انگار زیاده روی کردم
برای ماست مالی لپش رو کشیدمو با چشمکی گفتم:
_ قیافشو نگا. شوخی کردم خب!
اخه با وجود زنی مثله تو مگه مرض دارم تجدید فراش کنم؟هان؟


روشو برگردوند و چیزی نگفت
از رو نرفتم و دستمو دور شونش گذاشتم و خم شدم روش، لپش رو ب-و-س-ی-دمو
مظلوم نگاهش کردم...
اخه بگو مگه مجبوری کرم بریزی ناراحتش کنی بعد بیای منت کشی؟ اینم خو نازک
نارنجی، منتظره بهش بگم بالا چشمت ابرو تا قهر کنه
منم که خاک توسر
می پیچم دورش تا آشتی کنه
چون هم دوست نداشتم ناراحتش کنم هم برای بچم خوب نبود
مجبور بودم میفهمین؟ مجبور بودم


لامصب کرم درونم خیلی فعاله
کرم که چه عرض کنم یه ماری شده برای خودش
همچنان نگاهش میکردم ولی عکس العملی نشون نمیداد
خیلی یه دنده و قهر قهروئه، اصلا حرفی نمیزنه.
صورتم رو روی صورتش کشیدم، میدونم خیلی حساسه و ته ریشم اذیتش میکنه

romangram.com | @romangram_com