#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_219


این سری هانا هم نتونست جلوی خندش رو بگیره و لبخندی زد
مینا_آره داداش داری تلف میشی اینجا
_میگم اون دوستت هنوز مجرده؟
_کدوم؟
_بابا اونکه هی خونمون بود؟
_خخخ آره مجرده.دیگه زیاد نمیاد
_ بیا و یه لطفی بکن برام آستین بالا بزن. از خداشه هم. بهش بگ.....
با دردی توی سرم و خم شدن سرم ساکت شدم.


باز این دختره وحشی شد و موهامو کشید
سرم کج شده بود سمتش و محکم موهامو میکشید
فایده نداره باید کوتاه بشن این موها
کوتاه شدن بهتر از کچل شدنه
نیش بازم بیشتر جریش میکرد
خندمو جمع کردم
_خیلی خب چرا باز جلو پسرم از این کارا میکنی یاد میگیره؟ نگفتم که الان میگیرم. بعد
یه سالی که بهت وقت دادم اگه دختر زاییدی که هیچ اگر نه اون وقت زن میگیرم


آخ آخ بیشتر کشیدشون. دستامو روی دستاش گذاشتم و به زور جداشون کردم تا از
ریشه کنده نشدن.
راست میگن وقتی زن به اوج خشم میرسه کسی جلودارش نیست ها...

romangram.com | @romangram_com