#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_173

چند روزه اذیتش نمیکنم پررو شده
میدونم چیکارت کنم
روی مبل نشستن
_ شاید باورش سخت باشه ولی امروز واسه ی اولین بار غذا درست کرده
همه با چشمای گرد نگاهش کردن
سریع زد به کوچه علی چپ
_دروغ میگه


_ ئه ئه ئه من دروغ میگم؟ یه امروز خواستی به من ناهار بدی که از بس بهت فشار اومد
توی وان حموم خوابت برد
باز چشم غره ای بهم رفت و با حرص گفت:
_اصلا تقصیر منه دلم واست سوخت گفتم یه چیزی درست کنم بخوری.
حقت بود میخوابیدم و چیزی درست نمیکردم
_آفرین همین کار رو میکردی.این عادت یک ماه و نیمه ام شده...
پشت چشمی برام نازک کرد و روشو برگردوند
هیراد_جدی جدی بار اولشه؟


_به جون خودش آره
هانا_به جون عمت
_خب به جون عمم آره. مگه دروغ میگم؟ همش خوابی دیگه
_اییییش خب به من چه! تقصیر بچته.
اصلا مامان شما بگو من مجردیم اینجوری خوابالو بودم؟

romangram.com | @romangram_com