#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_167


صدای آب نمیاد
به غیر از اون هم این همه صداش کردم اگه خونه بود میفهمید
اما یه دست لباس روی تخت بود و انگار آماده کرده بود بپوشه
حالا امتحانش ضرر نداره. در زدم ولی جواب نشنیدم.
در رو باز کردم و نگاهی سرسری به حموم خالی انداختم
چشمام اندازه ی نعلبکی گرد شد
اوه خدای من
دختره ی خنگ توی وان خوابش برده
یعنی انقد خوابش میومده که نتونسته پاشه بیاد بیرون و همونجا خوابیده؟


_هاناجان... خوابالو.. هانا پاشو
از همونجا صداش میزدم تا بیدار شه.
جرئت نزدیک شدن بهش و دیدن بدن بدون پوشش اون رو نداشتم.
هر چی باشه منم مردم و غریضه های خودم رو دارم.. نمیخوام کاری بکنم که اذیت بشه
شاید نتونم خودم رو کنترل کنم...
دوباره صداش زدم ولی فایده نداشت.


چند قدم رفتم جلو و باز صداش کردم
انگار به خواب زمستونی رفته
خرس قطبی
بی فایده بود

romangram.com | @romangram_com