#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_164
خیره شده بودم به خودم
چند کیلویی به وزنم اضافه شده بود. صورتم پر تر شده وشکمم کمی بالااومده
البته کمی.
در حد بقیه ی زن های باردار ماهه...
ماه و روز...
ماه و روزی که دارم یک موجوده دیگه رو توی دلم پرورش میدم
ماه و روزی که زندگیم زیر ورو شده و وارد دنیایی جدید و پر تنش شدم
دستمو روی شکمم گذاشتم و لمسش کردم.
چطور میخواستم بکشمش؟
چرا همش به فکر نابودیش بودم؟
چرا خواستم بچه ای که از من و عشقمه رو بکشم؟
و هزار تا چرای دیگه که جوابی براشون نداشتم
دستمو نوازش گونه روی شکمم حرکت دادم و با کوچولوم هم صحبت شدم
_ مامانی قول میدم دیگه هیچ وقت اذیتت نکنم
قول میدم همیشه مواظبت باشم. ببخش مامانت رو
ببخش که نخواستمت
مامان بدت رو ببخش عزیزم
اشکایی که بی اختیار روی گونه هام ریخته بود رو پاک کردم و از جلوی آینه کنار رفتم
romangram.com | @romangram_com