#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_162



ولی یادم رفته بود این میلاده و رفتاراش غیر قابل پیش بینی
یادم رفت این عشق منه و با همه متفاوته
یادم رفت چند ساعت پیش انگشت اتهام به سمتش گرفته بودم
مهربونی هاش یادم رفته بود
محبت ها و کاراش یادم رفته بود
اصلا مگه مردی خوش قلب تر و مهربون تر از مرد من هست؟
چه خوب تکیه گاهیه برام که بعد اون همه حرفها بازم کنارم موند و به روم نیاورد


وچه خوب که این مرد مال منه
با وجود خستگیه زیاد بیخیال خواب شدم
از بس که میخوابم دیگه حالم از خوابیدن به هم میخوره.
تصمیم گرفتم یه چیزی درست کنم.
با این فکر رفتم توی آشپزخونه
غذاهای زیادی بلد نبودم
چون مامانم آشپزیش عالی بود و هیچ کس اجازه نمیداد بجز مامان کسی دیگه غذا
درست کنه واسه همین فرصتی برای آشپزیه من نبود


در یخچال رو باز کردم و نگاهم به یخچال تقریبا خالی افتاد. د بیا
یه دفعه تصمیم گرفتم غذا درست کنم.
از دفتر تلفن شماره ی سوپر مارکت رو درآوردم .

romangram.com | @romangram_com