#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_148
_دروغه... مگه نه؟ دروغه)وباجیغ( دروغهههههه
_چت شد ؟آروم باش ببینم چی بهت گفت؟
_میگه.. میگه.. اون شب یکی دیگه بوده..
یکی دیگه بوده
::::::::::::::::::::::::::::::::
میلاد
_غلط کرد. آروم باش داری میلرزی
اصلا حواسش به من نبود و همینجور میلرزید. جیغ زد
_ خودش گفت.. نسترن گفت
_ هیس داد نزن بقیه بیرونن.
ولی کوگوش شنوا! نمیدونستم چجوری آرومش کنم. از یه طرف یکی باید خودم رو آروم
میکرد. خون جلوی چشمام رو گرفته بود
دستاش رو گرفتم که جیغ زد:
_نیا.. نزدیکم نیا..
عقب رفتم_خیلی خب جیغ نزن آروم باش
_نمیتونم.. چیکار کنم حالااا؟
جیغ میزد و با دستش توی شکمش میکوبید
_مال تو نیس.. باید بمیره.. این توله سگ مال تو نیس
romangram.com | @romangram_com