#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_147
بلند تر از قبل خندید و با تمسخر گفت:
_بی شرف؟ من بی شرفم؟ بی شرف تویی که با یکی دیگه خوابیدی و گند کاری کردی بعد
خودتو انداختی به یکی دیگه...
یخ کردم. هیچ فاصله ای با جنون نداشتم.
با صدای تحلیل رفته ای زمزمه کردم
_منظورت چیه؟
_منظورم کاملا روشنه. اونی که بهت ت.ج.ا.و.ز کرده یکی دیگه بوده. میلاد فقط کنارت
خوابیده
گوشی از دستم افتاد روی زمین و هزار تیکه شد
چی میشنیدم؟ این دیگه چه بلاییه؟ چرا هر دفعه یه چیز جدید میشنیدم؟
چرا اتفاقات شوم تمومی نداره؟
بدبختی تا کجا؟ بی آبرویی تا کجا؟
نفسم داشت بند میومد. یعنی بدبخت تر از منم توی دنیا هست؟
با حالت هیستریکی زمزمه کردم:
_دروغه... دروغه... همش دروغه
حرفاش مدام توی سرم میپیچید..
کار یکی دیگه بوده؟ یعنی بچه هم مال یکی دیگس؟ مال میلاد نیست؟
صدای نگران میلاد میومد
_چرا یخ کردی؟ چی بهت گفت اون عوضی؟
romangram.com | @romangram_com