#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_146
_ نه حتما از بچه هان زنگ زدن عیدو تبریک بگن خودم جواب میدم
دکمه اتصال رو زدم
_الو
صدایی نیومد که باز گفتم:
_الو... بفرمایید
بعد چند ثانیه صدای زنونه ای اومد
_سلام خانومی
_سلام شما؟
_ای بابا حالا منو نمیشناسی. منم نسترن
با بهت و جیغ داد زدم:
_نسترن؟ به چه حقی بهم زنگ میزنی عوضی؟ با چه رویی زنگ زدی؟
میلاد با صورتی سرخ شده دست دراز کرد گوشی رو ازم بگیره که مانع شدم.
پاهام سست شد و روی تخت نشستم.
صدای خنده ی کریهش بلند شد
_فکر کردی دست از سرتون برمیدارم؟
_خفه شو. دیگه چی از جونمون میخوای؟ تو که کارت رو کردی آشغال
_صدات رو بالانبر تا عصبیم نکردی.
اول زنگ زدم عید رو بهتون تبریک بگم دومم عروسیتونو.. حیف که نتونستم بیام
_دهنت رو ببند. اگه دستم بت برسه با دستای خودم خفت میکنم بی شرف
romangram.com | @romangram_com