#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_143
نکنه میخواد ب-و-س-م کنه؟ ای هانای دیوونه نکنه بخاطر ب-و-س چند دقیقه ی پیش
پررو شده و باز بخواد؟
هرچند من که از خدام بود ولی نه این مدلی... تا عاشقم نشه نمیزارم کاری بکنه
_چیکار میکنی؟!
صورتش مماس صورتم بود. لبهاش توی فاصله ی پنج سانتی از لبهام بود
لبخند مرموزی زد و دست دراز کرد
یعنی چی میخواد بکنه؟
در کشوی پاتختی رو باز کرد و جعبه ای جلوم گرفت. لبهاش کج شد و کمی عقب رفت
_چت شد رنگت پرید؟ انقدر ازم میترسی؟
نفس حبس شدم رو بیرون دادم که توی صورتش پخش شد. مشتی به بازوش زدم و گفتم:
_اذیت نکن
یه تای ابروش پرید بالا
_اذیت؟ زنمی! انتظار نداری که تا آخر عمر فقط بمونم نگات کنم؟
میدونستم.. همه ی اینها رو میدونستم..
بلاخره اونم مرد.مگه مرد زن دار چقدر تحمل داره؟ این حق هر مردیه دیگه. مگه نه؟
ولی من اینو نمیخواستم..نه میتونستم و نه میخواستم..
سعی کردم حرف رو عوض کنم. نگاهم رو از چشمای منتظرش گرفتم و به جعبه ی توی
دستش دوختم
_مال منه؟
سرش رو تکون داد و نگاه ازم گرفت
romangram.com | @romangram_com