#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_86
من می دونم کجا رفته!
رفیبرز : کجا؟
شایان : بریم خان دایی اینا رو بذاریم خونه تا بهتون بگم.
همونشبتوماشین
شایان و فریبرز، خان دایی و زن پدر رو رسوندن خونه و دوتایی تو ماشین نشستن و »
« در حال حرکت با همدیگه حرف می زنن. شایان پشت فرمو نشسته
دیدي حالا شایان خان! وقتی من می گفتم یه همچین چیزي نمی شه، شما می گفتین بنده
پینو شه م! دیکتاتورم!
شایان : باید خودش تجربه می کرد و به این نتیجه می رسید.
فریبرز : طفلک خیلی سر خورده شد! دنبال هر پسري رفت، طرف غیرت و ناموسشرو
زد زیر بغلشو فرار کرد!
شایان : ماها غیرت و ناموس رو با خیلی چیزاي دیگه اشتباه گرفتیم! بدي کار اینجاس!
فریبرز یه لحظه مکث می کنه و بعد ضبط ماشین رو روشن می کنه. نوار داریوش تو »
ضبطه! آهنگ پریا. اول آهنگ پخشمی شه و بعد ش داریوش می خونه : یکی بود یکی
نبود زیر گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه پري نشسته بود. تو همین موقع به
« ایست بازرسی می رسن و فریبرز ضبط رو خاموش می کنه و می گه
الان فکر می کنن جنایت کردیم!
شایان یه نگاهی به فریبرز می کنه و دوباره ضبط رو روشن می کنه. صداي داریوش »
romangram.com | @romangram_com