#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_83

فریبا که فریبرز رو با این حال و روز می بینه، ناراحت می شه و سرشو بر می گردونه »
« طرف همون پنجره خونه که توش رفته بودن و بلند می گه
وحشی آ!
تا اینو می گه، سبد گلی که برده بودن، از تو پنجره پرت می شه بیرون طرف فریبا! »
فریبام درست جلویدرست جلوي فریبرز واستاده. تا سبد گل رو می بینه که داره می آد
طرفش، جا خالی می ده و سبد گل مجکم می خوره تو سر فریبرز! فریبا دوباره برمی
« گرده سر جاي اولشو به طرف پنجره با صداي بلند می گه
بی فرهنگا!
این دفعه از تو پنجره، جعبه شیرینی پرت می شه بیرون. فریبا بازم جا خالی می ده و »
جعبه می خوره تو سر فریبرز! فریبا دوباره بر می گرده سر جاش که یه فحشدیگه بده
« که فریبرز با حالت ناله و التماس می گه
ببخشین خانم ...! ( قرار بود خانم ... در این نقش بازي کنن ) اگه این حمایتهاي بی دریغ
شما، فوري قطع نشه، باید جنازه منو از اینجا تکون بدین آ!

فریبرز یه مکث ي کنه و بعد می گه »
نفر سوم
سومی م یه لحظه فکر می کنه و بعد زود می گه »
من می خوام نو خونه بمونم و از پدر و مادرم نگاهداري کنم!

romangram.com | @romangram_com