#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_74

« دوربین چهره پسره رو می گیره که حدودا سی سال رو داره. مادر پسره می گه »

دور و ور هیجده نوزده سال شه!
« فریبا اینا یه نگاهی به همدیگه می کنن و فیبرز با خنده می گه »
بعله، زنده باشن. البته یه هوا بیشتر به نظر ما اومدن! گیر گیراي 17 18 نشون می دادن!
دوباره آروم می خنده. پدر و مادر پسره و پسره یه خرده اخماشون می ره تو هم و مادر »
« پسره با حالت تعجب می گه
بچه م تازه امشال دیپلم ش رو گرفته!
« فریبا اینا یه نگاهی دوباره به هم می کنن و فریبرز می گه »
ببخشین، یه کلاس سه کی کردن؟ یعنی الان دیگه قاعدتا باید پایه شون قرص قرصشده
باشه!
خان دایی سرشو میندازه پایین و می خنده. پدر و مادر پسره یه نگاهبا تعجب به »
« . همدیگه می کنن. گیج و سردرگم نشون می دن
فریبا : عذر می خوانم، ایشون در حال حاضر به چه کاري مشغولن؟
« پسره چشم از فریبا ور نمی داره! معلومه خیلی از فریبا خوششاومده
مادر پسره : داره خودشو آماده می کنه واسه کنکور. مام گذاشتیم به اختیار خودش دیگه!
« ! فریبا اینا مات به پسره نگاه می کنن »
فریبرز : ببخشین، منظورم اینه که غیر از اون، کارشون چیه؟ یعنی در آمدشون چقدره؟

romangram.com | @romangram_com