#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_64

آمده و سنت پسندیده نکاح صورت گیرد. انشاءاله که من بعد در مورد شما خواهر عفیفه
هم چنین است.
« تا اینو می گه، فریبا یه نگاه بهشمی کنه و می گه »
شما چی؟ شمام مجردین؟
« یه دفعه نیشیارو تا بنا گوششوا می شه و زود، بدون معطلی می گه »
مجرد نیستم اما اصلا مشکلی نیس! اجازه این نشونی رو ...
دست می کنه تو جیب ش و یه خودکار و یه کاغذ در می آره که فریبا یه خنده تمسخر »
آمیز بهش می کنه و با شهره و مریم حرکت می کنن. درست جلوي در ساختمونف یه
نگهبان زشت و درب و داغون واستاده. دستاشو تو هم قفل کرده و همراه با بدنشتکون
تکون می ده و به حالت ناز و عشوه! چشماشم خمار کرده. تا فریبا می آد از جلوش رد
« بشه، آروم و زیر لبی و کشیده، با لهجه ي ترکی می گه
منم مجردم آ!! با کدوم تون طرفم؟!
خونهفریبااینا
فریبا و شهره و مریم و خاندایی و زن پدرش رو مبل نشستن. فریبرز ظرف میوه دست »
« شه و همونجور که داره به دخترا تعارف می کنه، باهاشونم دعوا می کنه و غر می زنه
فریبرز : آ[ه این چه مدل خواستگاریه؟! پسره رو وسط خیابون، عین مامورا لباس
شخصی، گرفتین ش به سین جیم!
« بعد یه مرتبه داد می زنه و می گه »

romangram.com | @romangram_com