#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_63
که اینطور 1 فکر شم نمی کردم تو این بیست و خرده اي سال خدمتم یه همچین چیزي م
ببینم که دیدم!
فریبرز : ماهام فکرشو نمی کردیم که تو این مدت یه همچین چیزایی ببینیم اما دیدیم!
باشه، قبول کردم دیگه! مسئله حل شده بفرمائین.
فریبا و مریم و شهره دارن تو این مدت در گوشی یا همدیگه حرف می زنن و همون آقا »
رو نگاه می کنن! آقام به یه نفر می گف
خاما و اون آقا آزادن.
فریبرز : خیلی ممنون.
« بعد بر می گرده طرف فریبا اینا و می گه »
پاشین. پاشین مزاحم وقت ایشون نشین. الان صد هزارتا دختر و پسر تو خیابون منتظرن
که دستگیر بشن!
فریبا ایناف سه تایی بلند می شن و می رن طرف میز اون جوونه. وقتی می رسن جلو »
« میز، فریبا می گه
ببخشین شما مجردین؟
تا ایون می گه، یه مرد دیگه با لحنی که کلمات رو از مخرج و ته گلو ادا می کنه و »
زیبایی و وقار دختر خانم ها این است که در پرده « خیلی سنگین حرف می زنه می گه
بشینن و مستوره باشند و به وقت تزوج، طبق رسوم مرسومه، زوج به خواستگاري زوجه
romangram.com | @romangram_com