#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_62

که آژادشون کرده، بهش اشاره می کنه که یعنی می تونن برن. دخترا با خنده و خوشحالی
« ! از در ساختمون می رن بیرون
همون ساختمون اتاقی که فریبرز اینا هستن
مگه نگفتم خانم ها رو بیارین بیرون آزادن؟
« آقا می گه »
به من نگفتین قربان!
« مرد دوباره می گه »
حالا که گفتم! برو بیارشون!
آقا یه احترام میذاره و می ره بیرون. فریبرز دوباره با همون مرد حرف می زنه. اونم هی »
« . سرشو به حالت قبول تکون می ده
اتاق فریبا اینا تو همون ساختمون
« آقا در اتاق رو وا می کنه و می گه »
فریبا، مریم ، شهره بیاین بیرون. آزدین.
« ! یه دفعه همه دختراي تو بازداشگاه می زنن زیر خنده. اقا مات بهشون نگاه می کنه »
همون ساختمون
فریبا و مریم و شهره وارد می شن. پسره هم نشسته. فریبرز داره با همون مرد حرف می »
« زنه. یه مرد دیگه م اونجا واستاده
فریبرز : حالا متوجه شدین؟!

romangram.com | @romangram_com