#خانم_کوچیک_پارت_101

_نمیخوام.

فرهود: ای خدا دختر لج نکن.

سرم و به معنی رد کردنِ حرفش بالا انداختم. یه ای وایی گفت و نشست بغل دستم: من الان چی کار کنم؟

_من چه میدونم؟

فرهود: چه طوری حوصله ی جنابعالی سر جاش میاد؟

_یه کم…

فرهود: جونِ فرهود فقط فضولی نباشه.

_اه اصلا نخواستم.

فرهود: باشه بابا بپرس فقط هر چیزی رو جواب نمیدما.

_خب به من چه برگشتی به اینا گفتی که من دختر خالـَ…

فرهود: هیس.

صدامو آوردم پایین: باشه بابا بهشون گفتی من دختر خالتم ننمیشه هیچی بپرسم.

فرهود: یعنی جدا انقدر فضولی؟

_بیشتر از انقدر.

فرهود: خب حالا بپرس.

_خب چرا طلاق گرفتی؟


romangram.com | @romangram_com