#خانه_وحشت_پارت_82
نگاهی به ترانه کرد
شیداـ رامین دمه دره گفت منتظر ترانست ولی هر چی بهش زنگ زده جواب نداده.
ترانه با چشمای گردشده نگاهش کرد.
ترانه ـ چی میگی؟گوشیم که زنگ نخورد.
کیفشو برداشت و زیروروش کرد.زد تو پیشونیش.
ترانه ـ توی اتاقه یادم رفته بردارم.
به سرعت به سمت اتاقش رفت و بعدچند ثانیه صداش اومد
ترانه ـ میگم گوشیم باهام نبود چراداد میزنی؟
ـ......
ـ تو داد وفریادمیکنی نه من.
ـ .......
ـ عه؟اینطوریه؟همون پشت دربمون علف زیر پات دربیاد دراکولا
romangram.com | @romangram_com