#خانه_وحشت_پارت_59
عمادـ تو نمیخوای چیزی بگی؟
وای دختره خنگ خب اون گفت توهم بگو دیگه.
ـ من متولد تهرانم.پدرم تاجره و مادرم مزون داره.خب دیگه؟آها یه برادر بزرگتراز خودمم دارم.
لبخندمهربونی زد.
ـ پدرت چند سالشه؟
باتعجب نگاهم کرد.انگار نمیدونست چی باید بگه.
عمادـ عه پدرم حدودا...۴۷
باتعجب نگاه کردم بهش.اگر این پسر بزرگشم باشه چطور ممکنه ۴۷ سالش باشه؟
عمادـ من تک فرزندم.مادرم نتونست بعدازمن بچه ای به دنیابیاره.
ـ آها.پدرت هنوز جوونه چراتاحالا..
باعصبانیت نگاهم کرد که حرفمو پس گرفتم.ازدواج حق هر آدمیه چرا پاچه میگیره این؟بیجنبه!
عمادـ خب...بریم
romangram.com | @romangram_com