#خانه_وحشت_پارت_104


ـ منو بکشین ولی کاری به دوستام نداشته باشین.

دوباره صدای فریادش و صدای خنده ی چندنفردیگه.به سمت صدا میرفتم اما دوباره صدا جای دیگه میومد.بلند دادزدم

ـ نزنینش...کاریش نداشته باشین

اماصداشون قطع نمیشد انگارصدامو نمیشنیدن.

عمادـ منو بکشین ولی دست ازسراونابردارین.

ـ اونابایدبمیرن توهم میمیری...بایدبمیری.

صدای لزج چندش اوری به گوشم رسیدوبعدفریاد بیجون عماد.صدا پشت هم تکرارشد.این صدارو وقتی میرفتیم قصابی تابهمون گوشت بده وقت بریدن گوشت ازتنه ی گوسفند میشنیدم اما حالابه حدی صداش لزج بود که تمام بدنم مور شده بود.

ـ تو ازمایی ولی داری به ما پشت میکنی اینم جواب خیانتته.

دوباره اون صدا وفریاد عماد...

باصدای جیغ خودم بیدارشدم،ترانه و شیداهم بیداربودن انگار نخوابیده بودن.

ترانه ـ توهم خواب دیدی؟

سرمو تکون دادم.


romangram.com | @romangram_com