#کسی_پشت_سرم_آب_نریخت_پارت_117
دلم از فروش خانه گرفت . آهسته پرسيدم:" خانه را پيدا كرده ايد؟"
" نه ! راستش فرصت پيش نيامده ." سپس لبم را گزيدم.
كمي در جايش تكان خورد و سپس به حرف در آمد ." راستي قاتل دوستت پيدا شد؟"
تبري در قلبم فرو رفت و دستپاچه گفتم:" نه ! يعني چرا پيدا شد و شايد تا حالا اعدامش كرده باشند."
" چه خوب !"
" نه چرا خوب! قاتلش بي گناه بود."
romangram.com | @romangram_com