#کاش_هنوز_عاشقم_بودی_پارت_373
-...
جوابی نبود... پدرش برای همیشه ساکت شده بود... از او هیچ خاطره ی درست و پدرانه ای به خاطر نداشت... حرف های ناز هم چون پتکی بر سرش کوبیده می شد... مگر خود او که این همه سال کنار این پدر زندگی کرده بود چه خیری دیده بود که ناز ببیند... او هم دست کمی از ناز نداشت... آن قدر که از احمد پدرانه دیده بود، صدر عظیمی همیشه بی تفاوت از کنارش گذشته بود... باز زمزمه کرد:
- بابا...
پلک عظیمی باز و بسته شد... شاید می خواست بگوید" می شنوم بگو" تکه کلامی که همیشه بر زبان می راند...با تحکم و بی روح!
پس کجا بود آن پدرانه های لذت بخش، که می شد با یک جمله ی کوتاه بر تن و جانش جاری کرد؟
"جانم بابا"
دلش امشب عجیب پر بود از این بی عاطفگی ها و بی مهری ها... محبت ندیده بود که حالا محبت کردن بلد باشد.. شاید حالا که تنها بودند باید عقده ی دل خالی می کرد. با صدایی پر بغض و گرفته ادامه داد:
- بابا چرا جوابمو نمی دی؟ چرا یه بار نگفتی جان بابا... چرا محرومم کردی؟ من پدر داشتم و نفهمیدم پدر داشتن چه طعمیه... چرا مثل باباهای دیگه نبودی؟ چرا یه کم از اون پدرانه ها تو خرجم نکردی؟ شاید نصف دشمنیم با امیر علی از همین جا شروع شد... بهش حسودی می کردم... بابا داشت... مثل کوه... پشتش بود ، تکیه گاهش بود...
جسته گریخته حرف می زد... آن قدر لبریز از درد بود که از این شاخه به آن شاخه می پرید...
-ببین این منم... اونم از دخترت... حتی حاضر نیست نگات کنه... یه زنه از هفت پشت غریبه براش مهمتر از توئه پدره... برای اون پرواز کرد تا زودتر برسه بهش... اما واسه تو انگار وزنه بستن به پاهاش... به زور میاد و میره... اصلا قبولت نداره.می دونی واسه چی؟ برای این که تو برامون پدرانه هاتو خرج نکردی... ولمون کردی... چرا انقدر بی عاطفه بودی... چرا منو که پسرت بودم هیچ وقت ندیدی؟ بیچاره ناز... امروز بهش حق دادم... حق دادم که نخواد نگات کنه... بابا حالا فقط ببین... دیگه چه جوری بفهمم تو دلت چی می گذره... یه عمر از اون زبون دریغ کردی... نگفتی... هیچی نگفتی...
قطره اشکی از گوشه ی چشم عظیمی بیرون خزید. قطره اشکی پر از حرف... پر از پشیمانی و ندامت.. پر از حس.
مازیار قطره اشک را با نوک انگشت گرفت و مایوسانه گفت:
- منم بی عاطفه بار آوردی...به یه دونه خواهرم رحم نکردم... برای این که واسه خودم نگهش دارم عشقشو نابود کردم... دلمم نسوخت... ککمم نگزید. می دونم اگه بفهمه منم مثل تو می ذاره کنار..
romangram.com | @romangram_com