#کاش_هنوز_عاشقم_بودی_پارت_318
- راه بیفت... فیلم بازی نکن.
اما او به تمارضش ادامه داد و زیر لب گفت:
- به خدا راست می گم...فکر نمی کردم درد ی که از صبح دارم درد ماهیانه م باشه..
مامور عصبانی او را به سمت دستشویی هدایت کرد و کفری گفت:
- صبر کن ببینم چی کار می تونم بکنم...
مأمور زن که زنی لاغر اندام و قد بلند بود با اخمی که از صبح میان ابروهایش نشانده بود نزدیک سرباز جوان شد و گفت:
- میشه یه بسته دستمال کاغذی بگیری...
سرباز جوان تا بنا گوش قرمز شد و بلافاصله از آن ها دور شد. مامور دستش را محکم کشید و گفت:
- اگه کلکی تو کارت باشه ، جرم خودتو سنگین تر می کنی.
اما ندا بیشتر خم شد و گفت:
- به خدا دارم از دل درد می میرم... کاش می گفتی یه قرصم می گرفت...
زن جواب داد:
romangram.com | @romangram_com